السيد الطباطبائي
593
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
تأويل مى كنند . و به حديث هائى كه اعلام مى كنند در وجود انسان روح هاى متعدد هست « 1 » ، اعتنا نمى كنند . و نيز آن همه حديث هاى بس فراوان را كه مى گويند « ارواح قبل از ابدان آفريده شده اند » ناديده مى گيرند . با اين وصف ، مراد از روح حيوانى و روح انسانى ، در بيان مرحوم علامه طباطبائى چيست ؟ پاسخ : علامه طباطبائى ( ره ) گمان كرده است كه مراد مجلسى ( ره ) از روح حيوانى ، آن روح است كه در حيوان است . يعنى مجلسى ( ره ) موضوع بحث حديث را در احتمال سوم ، از انسان تنزل داده و انسان را از بحث خارج كرده و به حيوان اختصاص داده است . در حالى كه مراد مجلسى همان روح حيوانى است كه در انسان نيز وجود دارد . طباطبائى ( ره ) مى گويد : بهتر بود مجلسى اين كار را نمى كرد و مى گفت كه روح انسانى نيز در بدن انسان و از بدن ، پيدايش مى يابد . اما اگر مجلسى ( ره ) اين كار را مى كرد ، پيرو « انسان شناسى » ارسطو مى گشت ، نه پيرو انسان شناسى مكتب قرآن و اهل بيت ( ع ) . اگر آيه ها و حديث هاى فراوان نيز وجود نداشتند ، باز با تجرب درونى و بيرونى خود انسان ، روشن و مسلّم است كه انسان روح هاى متعدد دارد . زيرا انسان تنها موجودى است كه خودش با خودش درگير مىشود ، هميشه در درونش خودش با خودش در چالش است ، همواره روح امّاره با روح لوّامه ، در رقابت و تزاحم است . و چون حيوان ، فاقد روح سوم ( روح فطرت ) است لذا فاقد جامعه ، تاريخ ، اخلاق ، هنجار و ناهنجار ، تمدن ، و نيز فاقد خنده و گريه است و . . . ( مشروح اين بحث در « تبيين جهان و انسان » بخش انسان شناسى دوم » .
--> ( 1 ) - كافى ، ج 1 ، كتاب الحجّة ، باب « ذكر الارواح الّتى فى الائمّة - ع - » . و : بحار ، ج 58 ص 43 ح 19 .